دوست داشتن یعنی...
امروز امتحان جراحی اعصاب داشتم هنوز نمره های بخش جراحی نیامده ولی میگن 6 نفر از 30 نفر افتادن شک ندارم یکیش منم 

امروز با مامان رفتیم واسه زن بهمن!!! یک دستبند پهن قشنگ و یک پالتو یک شال و یک جفت دستکش خریدیم مهرداد داره راضی میشه ما هم بریم طبس  

مهرداد فردا امتحان داره داره درس میخونه منم واسه خودم تو اینترنت میچرخم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 22:5  توسط من  | 

امروز دکتر فرحناک اسدی تو هتل پردیسان همایش داشت ما هم دعوت بودیم به عنوان استاجرهای اطفال! اخه استاد فوق تخصص نفرولوژی اطفال هست  خیلی خوب بود ساعت 2 موقع نهارشون بود من هم حیفم میامد نمونم هم کلاس جراحی اعصاب داشتم اگه نمیرفتم حذفم میکردن! دو تا دیگه از بچه ها هم بودن که جراحی اعصاب داشتن قرارشد بمونیم بعد اخر کلاس جراحی اعصاب بریم حضور بزنیم  و چقدر خوب شد که موندم! خیلی نهارش خوب بود سلف سرویس بود 

بابام وسط مراسم هتل پردیسان زنگ زد بهم گفت از استادام بپرسم چرا دوبینی گرفته جدیدا منم تو کلاس جراحی اعصاب پرسیدم گفت استادمون حتما باید ام ار ای بگیره خیلی دلشوره دارم خداکنه زودتر بیاد مشهد و هیچی نباشه 

امروز از خودم راضیم کار خوب کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 18:57  توسط من  | 

امروز دکتر فرحناک اسدی تو هتل پردیسان همایش داشت ما هم دعوت بودیم به عنوان استاجرهای اطفال! اخه استاد فوق تخصص نفرولوژی اطفال هست  خیلی خوب بود ساعت 2 موقع نهارشون بود من هم حیفم میامد نمونم هم کلاس جراحی اعصاب داشتم اگه نمیرفتم حذفم میکردن! دو تا دیگه از بچه ها هم بودن که جراحی اعصاب داشتن قرارشد بمونیم بعد اخر کلاس جراحی اعصاب بریم حضور بزنیم  و چقدر خوب شد که موندم! خیلی نهارش خوب بود سلف سرویس بود 

بابام وسط مراسم هتل پردیسان زنگ زد بهم گفت از استادام بپرسم چرا دوبینی گرفته جدیدا منم تو کلاس جراحی اعصاب پرسیدم گفت استادمون حتما باید ام ار ای بگیره خیلی دلشوره دارم خداکنه زودتر بیاد مشهد و هیچی نباشه 

امروز از خودم راضیم کار خوب کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 18:57  توسط من  | 

یک ماه دیگه مونده تا قرارمون با مهرداد دعا کنین دفعه ی دیگه که میام مینویسم بگگمممممم نی نی دارممم.! 

مهرداد کلی بهتر و مهربون تر از قبل شده منم سعی در بهتر شدن دارررم 

بهمن این روزا در بحران بسر میبره خیلی سر در گمه منم که امتحان دارم نمیتونم براش وقت بذارم نصیحتش کننم! 

مثل معتادای تو ترک شده! 

هر روزمون یک امتحان الهیه هر روزمون باید از کلی ازمایش سربلند شیم! 

همممممون هر روز کلی امتحان رو پشت سر میذاریم امیدوارم هممممون سربلند شیم  

ولی منن نمیدونم این امتحان جراحی رو کجای دلم بذارم!!!! جدیدا نذرام نمیگیره وگرنه مزمل میخوندم و خیالمم راحت بود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 18:32  توسط من  | 

بازم امتحان! 

خسته شدم! 

یعنی میشه یک روز بیام اینجا بنویسم راحت شدم از امتحان! 

6 اذر امتحان جراحی دارم  خیلی سخته 50 جلسه ی! 

بهمن اسمش واسه حج دانشجویی درامد عید باید بره ولی اسم ما در نیامد البته قراره یک شانس دیگه هم بهمون بدن 1 اذر جواب قطعیش میاد خداکنه اسممون در بیاد  

برام دعا کنین این روزا خیلی حساس شدم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 18:1  توسط من  | 

امروز روز خوبی نبود کاشکی یک فراموشی بگیرم و فراموشش کنم کلا یا کاشکی بخوابم وبیدار نشم دیگه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 23:18  توسط من  | 

خستم دلم یک عالمه درد و دل گریه میخواد هر روز به پوچی بیشتری میرسم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 15:21  توسط من  | 

خستم از این هیاهوی روزگار سهم من شده از این زندگی پر فراز نشیب حسرت چند ساعت خوابیدن حسرت... بی خیال شاکیم حسابی از زندگی کار دست خودم ندم خیلیه دلگیرم دلتنگم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 23:36  توسط من  | 

دیشب برگشتیمممم جاتون خالی خیلی خوش گذشت صبح باید ساعت ۷ونیم بیمارستان امام رصا باشم خوابممم میاد یک عده میان وبلاگمو هرروز میبینن ولی نطر نمیدننن چرا ایا خودشون بگن چرااااا
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 1:18  توسط من  | 

ما الان انتالیاییم هتل رویال تاور همه چی خیلی خوبه همه ی وعده های غذاییش بوفست ولی مهرداد با من پا نیست! نمیذاره بیربیرا بخورم! و... بماند بی خیال
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 23:55  توسط من  |