دوست داشتن یعنی...
زندگی جاریست چه باشی چه نباشی شاید اندکی یا بیشتر از اندکی عصبانی شوم از نداشتنت ولی زندگی به پایان نمیرسد تو هم که نباشی داشته هایم فراوانند فقط میروی کنار تا ببینمشان شاید سخت تر ولی میگذرد 

باشی یا نباشی من هستمم 

خسته ی خستم من پر خستم داره از دست میره هستم آخه نامرد من از تو بت ساخته بودم واسه خودم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:52  توسط من  | 

همه چیز خوب است 

 

 

اما تو باور نکن.... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:15  توسط من  | 

غم هایم کم نیست نمیدانم بخاطر کدام یک بگریم 

تنهایی و غربت غوغامیکند درونم 

در این شهر وحشت گرگ صفتان دوست نمافراوانست

حیف که از عشق های زندگیم دور افتاده ام تک و تنها با این همه مشکل چه کنم گاهی بغض ها ی نترکیده چنان گلویم را میفشارد که هر لحظه احساس مرگ میکنم 

گاهی از خدا تنهاآرزویم تنها یک هفته آرامش است و بعد مرگ 

چند سالی میشود که نتوانستم چند روزی بدون گریه سر کنم 

برای چه زنده ام نمیدانم به چه امیدی میخواهم یک موجود بی گناه را وارد این دنیای پر حسرت کنم باز هم نمیدانم 

این روزها برایم جهنم است هرروز بدتر از دیروز 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:26  توسط من  | 

من حامله نبودمم کلی غصه دار شدم 

کلی انتظار بی فایده کشیدم کلی همه ی علائم بارداری رو تو خودم میدیدم همش توهم بود البته اولین ماه اقداممون بود انشاءالله ماه بعد  

مهرداد جونم رفته نیشابور آخرین امتحانشو بده 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 10:59  توسط من  | 

امروز با مهرداد رفتیم ازمایشگاه تست بارداری بدم مسئول ازمایشگاه گفت خیلی زوده اگه میخواین جواب دقیق بگیرین 2 هفته دیگه بیاین  

کاشکی حامله باشم من بچه میخوااااااااااااااااااااااااام  

2 هفته دیگه میام تو وبلاگم مینویسم حامله بودم یا نه!!!!! 

راستی امتحان جراحیمو که فکر میکردم میفتم 18 شدم! خدا کنه اطفالم به خیر و خوشی تموم شه

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:34  توسط من  | 

رفتیم طبس و برگشتیم جاتون خالی خیلی خوش گذشت کلی رقصیدیم و خوردیم و خندیدیم کلا شب یلدای خوبی بود   

موقع برگشت هم یعنی 4 شنبه شب به محض اینکه رسیدیم ..... 

مهرداد تو راه برگشت از نیشابوره دارم ماکارانی میپزم

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ساعت 13:7  توسط من  | 

امروز امتحان جراحی اعصاب داشتم هنوز نمره های بخش جراحی نیامده ولی میگن 6 نفر از 30 نفر افتادن شک ندارم یکیش منم 

امروز با مامان رفتیم واسه زن بهمن!!! یک دستبند پهن قشنگ و یک پالتو یک شال و یک جفت دستکش خریدیم مهرداد داره راضی میشه ما هم بریم طبس  

مهرداد فردا امتحان داره داره درس میخونه منم واسه خودم تو اینترنت میچرخم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 22:5  توسط من  | 

امروز دکتر فرحناک اسدی تو هتل پردیسان همایش داشت ما هم دعوت بودیم به عنوان استاجرهای اطفال! اخه استاد فوق تخصص نفرولوژی اطفال هست  خیلی خوب بود ساعت 2 موقع نهارشون بود من هم حیفم میامد نمونم هم کلاس جراحی اعصاب داشتم اگه نمیرفتم حذفم میکردن! دو تا دیگه از بچه ها هم بودن که جراحی اعصاب داشتن قرارشد بمونیم بعد اخر کلاس جراحی اعصاب بریم حضور بزنیم  و چقدر خوب شد که موندم! خیلی نهارش خوب بود سلف سرویس بود 

بابام وسط مراسم هتل پردیسان زنگ زد بهم گفت از استادام بپرسم چرا دوبینی گرفته جدیدا منم تو کلاس جراحی اعصاب پرسیدم گفت استادمون حتما باید ام ار ای بگیره خیلی دلشوره دارم خداکنه زودتر بیاد مشهد و هیچی نباشه 

امروز از خودم راضیم کار خوب کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:57  توسط من  | 

امروز دکتر فرحناک اسدی تو هتل پردیسان همایش داشت ما هم دعوت بودیم به عنوان استاجرهای اطفال! اخه استاد فوق تخصص نفرولوژی اطفال هست  خیلی خوب بود ساعت 2 موقع نهارشون بود من هم حیفم میامد نمونم هم کلاس جراحی اعصاب داشتم اگه نمیرفتم حذفم میکردن! دو تا دیگه از بچه ها هم بودن که جراحی اعصاب داشتن قرارشد بمونیم بعد اخر کلاس جراحی اعصاب بریم حضور بزنیم  و چقدر خوب شد که موندم! خیلی نهارش خوب بود سلف سرویس بود 

بابام وسط مراسم هتل پردیسان زنگ زد بهم گفت از استادام بپرسم چرا دوبینی گرفته جدیدا منم تو کلاس جراحی اعصاب پرسیدم گفت استادمون حتما باید ام ار ای بگیره خیلی دلشوره دارم خداکنه زودتر بیاد مشهد و هیچی نباشه 

امروز از خودم راضیم کار خوب کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:57  توسط من  | 

یک ماه دیگه مونده تا قرارمون با مهرداد دعا کنین دفعه ی دیگه که میام مینویسم بگگمممممم نی نی دارممم.! 

مهرداد کلی بهتر و مهربون تر از قبل شده منم سعی در بهتر شدن دارررم 

بهمن این روزا در بحران بسر میبره خیلی سر در گمه منم که امتحان دارم نمیتونم براش وقت بذارم نصیحتش کننم! 

مثل معتادای تو ترک شده! 

هر روزمون یک امتحان الهیه هر روزمون باید از کلی ازمایش سربلند شیم! 

همممممون هر روز کلی امتحان رو پشت سر میذاریم امیدوارم هممممون سربلند شیم  

ولی منن نمیدونم این امتحان جراحی رو کجای دلم بذارم!!!! جدیدا نذرام نمیگیره وگرنه مزمل میخوندم و خیالمم راحت بود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:32  توسط من  |